الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

865

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

از روزگار خود پرسيدم درحالىكه او سرشار از نادانى و بىخردى است و سبك عقلى و ضعف عقل را به مسخره گرفته است و در بىهنرى و نقص به اعلادرجه رسيده است كه بالاتر از آن تصور نمىشود . او را گفتم : آيا راهى براى ثروتمندى و دارايى مىبينى ؟ پس به من گفت : دو راه وجود دارد : بىحيايى و عيب و نقص داشتن . 2158 - سعى و تلاش سبل المذاهب في البلاد كثيرة * و العجز شؤم و القعود و بال يا من يعلّل نفسه برخائه * ما بالتعلّل تدرك الآمال ( ناشناس ) * * * در جهان راه‌هاى پيمودنى بسيار است ، ناتوانى بدبختى است و عدم تلاش گردنگير . اى آن‌كه خويش را به تنبلى درمان مىكنى ! با تنبلى به هيچ آرزويى نمىتوان رسيد . 2159 - يعلو و يعلا در « صحاح » آمده است : عرب ، « علا يعلو » را در بلندى مكان و « علا يعلا » را در بزرگى شرف به كار مىبرد . 2160 - تكلّم از سر لطف يكى از صلحا گفته : در يكى از جبال بيت المقدّس طواف مىكردم كه صدايى به گوشم رسيد . من نيز آن صدا را به هرسو شتابان شده تا به جايى رسيدم كه شخصى در آن مأوا كرده و اين آيه را مكرر مىگفت : يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ « 1 » من نيز در قفاى وى ايستادم كه فى الفور صيحه زد و بيهوش گشت . نشستم تا كه به هوش آمد ، مىگفت : « اعوذ بك من اعمال البطالين ، اعوذ بك من اعراض الغافلين لك خشعت قلوب الخائفين و فرغت آمال المقصرين و ذلت قلوب

--> ( 1 ) . آل عمران ، آيهء 30 . ( روزىكه هركس هرآن‌چه از نيك و بد كرده است ، حاضر مىيابد و آرزو مىكند كاش ميان او و كار بدش فاصله‌اى دور بود و خدا شما را از [ كيفر ] خود برحذر مىدارد . . . ) .